سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
عشق
عشق


آفرین 


شاید اونجوری که باید قدرتو من ندونستم


حرفایی بود توی قلبم ، من نگفتم نتونستم


من به تو هــــــرگز نگفتم ، با تو بودن آرزومـــــــه


نقش اون چشمای معصوم ، لحظه لحظه روبرومــــه


نیومد روی زبونم که بگم بی تو چی هستم ؟


که بگم دیوونتم من ! زندگیمو به تو بستم

شاید اونجوری که باید قدرتو من ندونستم


حرفایی بود توی قلبم ، من نگفتم نتونستم


تو رو دیدم مثل آئینه ، توی تنهایی شکستی


من کلامی نمی گفتم که برام زندگی هستی !


نمی دونستی که چون گل ، توی قلب من شکفتی


چشم تو پر از گلایه ، اما هرگز نمی گفتی !


من به تو هــــــرگز نگفتم ، با تو بودن آرزومـــــــه


نقش اون چشمای معصوم ، لحظه لحظه روبرومــــه


شاید اونجوری که باید قدرتو من ندونستم


حرفایی بود توی قلبم ، من نگفتم نتونستم



نوشته شده در جمعه 12/6/89ساعت 6:43 عصر توسط *پریسا* نظرات ( ) | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ